حسن حسن زاده آملى

432

هزار و يك كلمه (فارسى)

و بر اين قياس است يك‌يك موجودات غير متناهى در پيكر نظام هستى كه اسماء اللّه تكوينى توقيفىاند فافهم . خلاصه اين‌كه وجود عالم طبيعت كه وجود سيّال تدريجى است ، در عين حال امر واحد مشخص است كه داراى يك صورت واحد و نظام ثابت است و مانند يك پيكر آدمى است كه اندامهاى آن با يكديگر تركيب ارگانيكى دارند ، لاجرم او را حافظى بايد كه فوق طبيعت و قاهر بر آن است . توليد و تولّد و صورت و شكل يافتن و پديد آمدن آنچه كه در سراى طبيعت است همه از حركت است ، و به براهين حركت در جوهر طبيعى ، تار و پود و نهاد و سرشت آنها - يعنى متن طبيعت آنها - در جنبش و دگرگونى است ، و در عين حال هريك را وحدت و ثبات صورت است كه ثابت سيّال است و نظم و قانونى شگفت همواره بر آن حاكم است اگر دست مصوّرى فوق طبيعت بر سر آنها نباشد ، اين صورتگريها و شكل يافتن‌ها و حفظ جمال و زيبايى آنها از كجا است و از كيست و چگونه است ؟ ! عارف بزرگوار شيخ اجل سعدى در اول بوستان چه نيكو گفته است : ز ابر افكند قطره‌اى سوى يم * ز صلب آورد نطفه‌اى در شكم از آن قطره لؤلؤ لالا كند * وز اين صورتى سرو بالا كند دهد نطفه را صورتى چون پرى * كه كرده است بر آب صورتگرى در همين موضوع كه متن طبيعت را به براهين قاطعه حركت جوهريه و تحوّلات ذاتيه است چنان كه حركت و متحرك يكى است ، و حركت طبيعى جوهرى مطلقا حركتى استكمالى بطور أيس بعد أيس و لبس فوق لبس است ، و وحدت و ثبات و صورت و جمال و زيبايى ، هرموجود طبيعى از آغاز تا انجام به تشابه صور و تجدّد امثال در تحت تدبير متفرد به جبروت محفوظ است ، گفته‌ام : جلوه كند نگار من تازه بتازه نو بنو * دل برد از ديار من تازه بتازه نو بنو چهره بىمثال او وهله بوهله روبرو * برده ز من قرار من تازه بتازه نو بنو